۱۰.۱.۰۱

واژه‌ها

 اسعد رشیدی

پرواز بی‌تاب واژه‌هارا

می‌توان دید

در گرمای بجامانده‌ی بستری رها شده

زیر آسمانی که کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود

پَس درآغوش‌رفتنی بی‌زمان...

زیر ریلهای قطاری

که بازنمی‌ایستد در هیچ ایستگاهی

کنار کوبش بی‌پایان دانه‌های باران

بربام بلند کومه‌های خواب‌آلوده

در کشتزارانی که ترنم نغمه‌هایشان را

باد از قلب‌اش گذرداده است

میان کف‌های سپید دریایی

که به آفتاب دلباخته‌اند

کنار شهری

که زیر سوزش تازیانه‌ای

خم‌وراست می‌شود

با تک‌سرفه‌های خیابانی

که به‌خون آغشته‌است.

واژه‌ها را می‌توان دید

آوای گامهایشان را شنید

بر گلویشان تیغ می‌توان برنهاد

برکشید پرواز بی‌تابشان برخاک

هرگز،

هرچند درجایی

دهانی فروبسته مانده باشد برجا.

٣/١/٢٠٢٢

 اسعد رشیدی

بازگشت

باز گشته‌ام
سوی کوهستان غنوده‌ای
که بر سینه‌ی کبودش
بلوطهایی به رنگ چشمان تو
آه… می‌کشیدند
می‌نوشیدم شیر گرمی
از پستان بامدادی
که آرام آرام
از لای شاخه‌های شعله‌ور جنگلی
از خواب برخاسته بود.
برگذشت طوفان
کومه‌ام لرزید،
چون اشکهای شمعی
برابر شمایل قدیسان.

باز می‌گردد
پسِ ماه و سالی مُچاله
در پستوی زمان
بدور افکنده به‌دست باد

روتُرش‌کرده ماه
در آسمانی سُربی
و به‌گُم‌شدنش میان ابری نازا
خیره مانده است.

باز می‌گردد!
با لبی تشنه و گلویی خشک
و دهانی که هنوز بوی شیر می‌دهد.

٣/١٢/٢٠٢١

۳.۳.۰۰

باران

اسعد رشیدی

وقتی انسان ها از تنهایی می نالند، منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است؛ تنهایی این است که هیچکس نمی فهمد چه می گویند
«ایزایا برلین «

همه‌ی بارانهای جهان را
تاب آوردم
با دانه‌های درشت و تلخ‌اشان،
آوای شُرشُرشان
ضرب‌آهنگ شگرف‌اشان
بر بام خانه‌های شهری
پنهان به مه‌ی سنگین را شنیده‌ام.

هنوز، اما
در خاطرم مانده است،
بارشِ بارانِ سَبُکی
که از چال گونه‌ و لبهای داغت
برمی‌گذشت
تا جوانه‌ای زاده شود،
برگی به آفتاب لبخند زند.

بارانِ تنهایی را
چگونه تاب‌ آورم!
به هنگامی‌که
خیس می‌کند
همه‌ی جان و تنم را.

٢/۴/٢٠٢١

شاعر

اسعد رشیدی

داس مرگ می‌چرخد

فراز کشتزاری

که نیمی در آتش و

نیم دیگرش در خاکستر...


می‌بارد دانه‌های شور و تلخی

بر شهری

که دندانهای فلزیش

در هم‌شکسته است!

شاعری، اما

تکه‌های خون‌آلوده‌ی واژه‌هایش را

کنار هم می‌چیند

تا سروده‌ای از زندگی بسازد.

١٦/٥/٢٠٢١


ئەسعەد رەشیدی، پەێوەندییە نێونەتەوییەکان : بەشی ٩ کۆتایی




 

ئەسعەد رەشیدی، پەێوەندییە نێونەتەوییەکان : بەشی ٨


 





 

ئەسعەد رەشیدی، پەێوەندییە نێونەتەوییەکان : سەردەمی نوێگەری، بەشی ٧