۲.۵.۸۶

نگاهی به‌ مناسبات سیاسی ودیپلماتیک ایران وروسیه ( دهه پایانی قرن بیستم وآغازدوره معاصر




. مناسبات دو کشور اگر چه در بیان و گفتمانهای دیپلماتیک به مثابه چشم اندازهای بلندمدت و ژئوستراتیژیکی بویژه از سوی طرف ایرانی ارزیابی می شود... اما واقعیت این بیانات را باید در سیاست آشفته و نگران کننده و ماجراجویانه ج.ا.ا بررسی کرد، سیاستی که از درک و فهم تحولات ژئوستراتیژیکی در جهان بی خبر مانده است و واقعیتهای سیاسی جهان کنونی را قربانی افکار بیمارگونه، ماجراجویانه و رهبری طلبانه فکری می کند
 . اسعد رشیدی (دکترای تاریخ مناسبات بین الملل( 
مناسبات کشورهای دارای رژیم و نظامهای متفاوت سیاسی اجتماعی اگر در دنیای دیروز تا حد اختلافات وتضادهای بحران زا بروز میکرد،امروز به جرئت می توان فاصله وعمق تفاوتهای سیاسی بین المللی را حدس زد و یا حتی به آمارهای دولتی اعتنا وتوجه جدی مبذول داشت. ظاهرأ بنیادها و ارزشهایی که تغییرات رادیکال در معادلات سیاسی جهانی را (دست کم درشکل) شگفت آوروغیرواقعی تصورمیکرد، دربرابر طوفانهای سیاسی ـ اجتماعی اواخردهه نود قرن گذشته بی دفاع وبهت زده تماشگر ساده لوح تابلوی جهان کنونی باقی ماند.پافشاری براساس وبنیادهای ایدوئولوژیکی که هم چون"اصول"ی به ظاهر مقدس وغیرقابل تغییر تعبیرمی شوند، دورنمای تحولات جاری در مناسبات بین المللی (چه درسطح و چه درعمق) را با دشواری جدی روبرومی سازد و موجبات بی اعتنایی و بی تفاوتی وایجاد نگرشهای غیرواقعی به پدیده های سیاسی ـ اجتماعی دنیای امروز را فراهم می آورد. ‌شکننده وبغرنج بودن معادلات سیاسی جهانی (ایجاد دسته بندیهای جدید سیاسی ـ اقتصادی، تغییر سیمای ژئوپولیتیک و ژئوستراتژیک جهان، شناوربودن سیستم یک قطبی ووجود بی ثباتیهای پایدار...) را نادیده می انگارد وهنجارهای واقعی در زندگی اجتماعی را قربانی تسلط بی چون وچرای روئیا و ایده ئولوژی در متن و حتی حاشیه سیاست خارجی کشورمی گرداند. مولود چنین "خط مشی" را می توان در تمایل سیاسی رهبران ج ا.ا. در گزینش متحدان سیاسی و شرکای اقتصادی خارجی به وضوح مشاهده کرد.ناگزیری چنین تفکراتی که دردنیای خیال و بدورازهرگونه کارایی تخصصی تدوین می شود، مرزهای کنش سیاسی را محدود می سازد و گزینش متحدان پایدار وستراتژیک* را شتابزده ،غیرواقعی، مبهم و در تقابل با منافع ملی شالوده ریزی می کند. عوامل شرکت کننده در ساختار چنین سیاستهایی، جدا ازعنصر ذهنی می تواند محصول فاکتوری بااهمیت باشد، که به گونه ای جدی تحولات عینی جامعه را تحت تأثیر قرار بدهد. انعکاس این پروسه ناخوشایند ابتدا با بروز تناقضات واختلافات دردرون افکار و ایدوئولوژیهای دولتی و در برخورد با زندگی واقعی دچار ابهام و سردرگمی می شود، سپس درحل و فصل مشکلات کشور "خود به فصلی ازمشکل تبدیل می گردد"(1) و مقدمات نابودی خود را فراهم می سازد. این همان پدیده ایست که به یکی ازعوامل بوجود آورنده بحران درمبانی تئوری سوسیالیسم به شکل فراگیر،و در شوروی سابق در قواره مشخص بروز نمود. شباهت های ناگزیر دررژیمهای اقتدارگرا به سرچشمه های ایده ئولوژیک باز می گردد که نشانه های بالینی آلودگی بیمار به ویروس مذمن خودکامگی و توتالیتاریسم را باز می تاباند. افول اقتدار و تسلط ایده ئولوژیهای ناسازگار و گوناگون در جامعه های مشخص، نقش سیاست، اقتصاد و فرهنگ در دنیای کنونی را گسترش داده است. همین پروسه که بر بستر واقعیتهای اواخر دهه قرن بیستم تکامل یافت، تضادهای درونی ساختار دولتهای اقتدارگرا را دستخوش دگرگونیهای ژرف ساخت و اشکال متفاوتی، چون، بحرانهای بین المللی، انزوای سیاسی، جنگهای منطقه ای "محدود"، نزاعهای ملی و مذهبی، غیرکنترول بودن جهان (افزایش اعضای باشگاه اتمی) فروپاشی کشورهای فراوان ملت وسرانجام رویدادبزرگ تاریخی قرن بیستم، فروپاشی شوروی پیشین، به عنوان تظاهر خارجی تضادهای درونی جامعه جهانی را آشکار گرداند. از همین زاویه و در انطباق با واقعیتهای جبری موجود در مناسبات بین المللی، سیاست خارجی دولتها تدوین وبه مرحله اجراگذاشته می شود
تغییر تناسب نیرو در جهان و سیاست خارجی ج.ا.ا
تلاشی کشور شوراهای پیشین وپایان جنگ سرد، دسته بندیهای سیاسی نوینی درجهان را پدیدآورد و مناسبات بین المللی در همه زمینه های مرتبت با زندگی اجتماعی را عمیقأ دگرگون ساخت. آغاز صلح سرد و پیامدهای ناشی از گردش قدرت در جهان، تأثیر بااهمیتی بر خاورمیانه، که نزدیک به پنجاه درصد انرژی جهان را تأمین می کند بر جای گذاشت. کشو‌رهای قدرتمند منطقه حوزه خلیج فارس (ایران، عربستان سعودی عراق) ناگزیراز تدوین و درپیش گرفتن سیاستهای جدید منطبق با واقعیتهای موجود برآمدند. متزلزل شدن رژیم بعث درعراق درنتیجه بروز جنگ دوم خلیج فارس در 1990 که با انهدام بنیه اقتصادی و نظامی بغداد همراه بود یکی از دشمنان قدرتمند ایران را از گردونه رقابت در منطقه خارج ساخت و ایران را در موقعیت نظامی نیرومندی نسبت به کشورهای حوزه خلیج فارس قرار داد. روابط سرد و تشنج زای ایران و آمریکا و وجود قراردادهای محدودکننده اقتصادی و بازرگانی امریکا (قانون داماتو)* در مورد ایران، از سویی و تلاش روسیه در پی یافتن متحد سیاسی وشریکی ثروتمند و مطمئن که بتواند جایگزین رژیم ورشکسته بغداد بشود از سوی دیگر، به یکی ازعوامل مهم و جدی در نزدیک شدن روابط سیاسی واقتصادی دو کشورمساعدت نمود. مناسبات سیاسی و دیپلماتیک ایران و روسیه به لحاظ تاریخی دارای اهمیت ویژه ایست.گسترش و وسعت دامنه روابط سیاسی و اجتماعی دو کشور، به شکل مسستقیم و غیرمستقیم تأثیرات ویژه ای بر کشورهای منطقه برجای گذارده است. تحولات ناشی از دست به دست شدن قدرت در منطقه که با بی ثباتی پایدار سیاسی و ساختار شکننده و شناور کشورهای تازه به استقلال رسیده در آسیای میانه (آذربایجان، ترکمنستان، قرقیزستان، تاجیکستان، کازخستان) شاخص می شود، ژرفا وحساسیت ناشی از تأثیرات کوتاه مدت ومیان مدت این مناسبات را برجسته می کند. شتاب گرفتن تحولات سیاسی در خاورمیانه که با حضور گسترده نیروهای خارجی همراه گردیده است، موجب اتحادهای کوتاه مدتی می شود که پیش از آنکه ترجمانی از منافع ملی کشورها باشد، بازتابی است از پیامد جبری اتحادهای پیچده جهانی، که کشورهای درحال توسعه را واادار به در پیش گرفتن و اتخاذ اینگونه سیاستها درمنطقه می گرداند. بطورمثال سیاست خارجی روسیه برانجام وعقد قراردادهای کوتاه مدت و حداکثر میان مدت با ایران تنظیم گردیده است، چرا که بی ثباتی سیاسی در ساختار قدرت در ایران دلیل و بهانه به ظاهر منطقی دست اندرکاران سیاست خارجی روسیه در تعقیب چنین سیاستی در مورد ایران و نیز دیگر شرکای سیاسی واقتصادی خاورمیانه ای روسیه، ازجمله سوریه بشمار می روند. دولت روسیه سیاست نزدیکی با ایران را درگرو بسط و گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در جنوب مرزهای کشور قرار داده است وعبور از ایران را آسانترین راه در جهت برقراری مناسبات دیپلماتیک با کشورهای حوزه خلیج فارس ارزیابی می کند. به این واقعیت باید: ذخایرمواد خام راهبردی، توان نسبتأ قدرتمند و موقعیت ژئوپلتیک ایران را اضافه نمود.اما تلاش روسیه در جهت گسترش نفوذ سیاسی از طریق ایران، مسکو را دچار مشکلات عدیده سیاسی در منطقه گردانیده، که همین دشواریها سیاست خارجی کشور را با تضادهای معینی، از جمله فروپاشی ساختار سیاسی قدرتمند مرکزی گذشته به مثابه "مشت آهنین" و تلاش طیفهای گسترده سیاسی، احزاب راست متمایل به دگرگونیهای عمیق در راستای جامعه های لیبرالی در اروپای غربی، گرایشهای افراطی ملی گرایانه در کنار احزاب متنوع چپ، که به شکل سنتی مایل به بازگشت به دوران اتحاد شوروی سابق هستند، مانع جدی وبزرگی در راه تصمیمات کرملین در بسیاری از برنامه های دولت بویژه در پیوند با سیاست خارجی بشمار می آیند. این نابسامانی در سیاست خارجی روسیه همچنین شامل کشورهای اتحاد شوروی سابق اما دراشکال دیگری نیز می شود. بطورمثال مسکو دارای پیوندهای بسیار نزدیک و گرمی با روسیه سفید و کازاخستان در آسیای میانه است در حالیکه مناسبات با کشورهای کرانه دریای بالتیک (لیتوا، استونی، لیتونی) در سطح مطلوبی قرار ندارد. استقلال کشورهای شوروی سابق که بالغ بر پانزده جمهوری مستقل می شدند، تأثیر ژرفی بر سیاست های دستگاه اداری کرملین باقی گذارد. با سقوط آخرین رئیس جمهور شوروی پیشین، میخائیل گارباچف و به قدرت رسیدن باریس یلتسین و متعاقب به گلوله بستن دوما (پارلمان) روسیه آخرین تلاشهای هواداران مقاومت برای نجات بخشهایی از گذشته با شکست روبرو گردید
آسیای میانه حیاط خلوت روسیه
پیامدهای ناشی از دست بدست شدن قدرت درکشور که در سیمای آنارشیسم سیاسی و اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی تجسد یافت، سیاست خارجی روسیه را شدیدأ تحت تأثیر قرار داد و دامنه تحرک دیپلماتهای کرملین در جهان و منطقه رامحدود ساخت. جدا از تأثیر وکارکرد سیاستهای اروپا وآمریکا در منطقه، کشورهایی چون، ترکیه و ایران درصدد گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در منطقه آسیای میانه برآمدند. آسیای میانه با (جمعیتی نزدیک به 50 میلیون و مساحت 3904400 کیلومترمربع)(2 ) وجود بالغ بر (23 ملیاردتن نفت و 3هزارمیلیارد تن گاز)(3) از اهمیت ژئوپلتیکی ویژه ای برای روسیه بر خوردار است. هم چنین اهمیت وحساسیت راههای تجاری که از آسیای میانی می گذرد و به بزرگراه فراقاره ای شهرت دارد نقش کشورهای آسیای میانه را برجسته می سازد. این راه که از بنادر چین در اقیانوس آرام به سوی غرب تا استانبول ادامه دارد، از طریق تنگه بسفر تا کشورهای اروپای غربی امتداد می یابد و کشورهای اروپای غربی را تا خاور دور مرتبط می کند.این مسیرآسیای میانه را در مراکز اقتصادی ــ سیاسی جهان قرارمی دهد. وجود پیوندهای سیاسی ـ اقتصادی، و جلوه های از نوعی فرهنگ وعلایق نزدیک، محصول سابقه طولانی زندگی درسیستم و رژیمی مشترک (شوروی سابق) آسیای میانه و روسیه رابه هم نزدیک ساخته است. از نقطه نظر سیاسی اکثر رهبران آسیای میانه گرایش به سوی اقتدار گرایی و توتالیتاریسم از خود بروز داده اند. اکثر "رهبران" این جمهوریها در غیاب انتخابات آزا دبه قدرت رسیده اند و با فراهم آوردن امکانات وسیع سیاسی ـ اقتصادی و نظامی که دردسترس آمریکا و اروپا قرارداده اند، خشم کرملین را برانگیخته اند. از سویی دیگر آمریکا از وابستگی رژیمهای آسیای میانه به روسیه ناخرسند و بیمناک است. این بازی پیچده و بغرنج به شکلی خطرناک سران کشورهای آسیای میانه را هدف قرار داده است. بطور نمونه میتوان آذربایجان را دلیل روشنی در این مورد دانست.ترکیه که از لحاظ نژادی خود را با آذریها، ازبکها، قزاقها، قرقیزها، ترکمانها نزدیک می بیند، فعالیتهای اقتصادی ـ فرهنگی گسترده ای را در آسیای میانه آغاز کرده و تاکنون و به ویژه در آذربایجان به موفقیتهای چشمگیری نائل آمده است. سیاست خارجی ج.ا.ا که براساس ومبنای مووازنه منفی و بویژه در پیوند با روسیه تدوین گردیده است، نتوانست خلاء ناشی از کمبود حضور روسیه در آسیایی میانه و نیز در جمهوریهای اروپایی شوروی سابق رابه پوشاند. تلاش برای صدورعقب مانده ترین تفکرات سیاسی و فرهنگی از سوی سیاست گذاران ج.ا.ا در آسیای میانه و در جامعه مسلمانان روسیه با واقعیتهای جاری در روسیه، ازجمله گسترش پیوندها و افکار استقلال طلبانه و لائیک در جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع، که در سال 1993 بنیان گذاشته شد، در تضاد آشکار با منافع سیاسی دراز مدت این کشورها قرار گرفت
انزوای سیاسی ایران در جامعه بین الملل
اختلافات با امریکا، قرارداد محرمانه الگورـ چرنامردین را بوجودآورد. موافق قرارداد فوق فروش تسلیحات از جانب روسیه به ایران ممنوع و روسیه متعهد به رعایت و اجرای قرارداد گردید. این قرارداد تا کناره گیری باریس یلتسین در سال 1997 ادامه یافت. در طی این دوران ج.ا.ا توانست با میانجی گری در مناقشات داخلی در تاجیکستان از راه فشار آوردن به نیروهای مسلمان هوادار خود که در حزب اسلامی رستاخیز تاجیکستان متشکل شده و رژیم اقتدارگرای امام علی رحمانف را بطور جدی تهدید و در آستانه سقوط قرار داده بودند را مهار و نقش مهمی در توافقهای بعدی میان متخاصمین در کشور را بعهده به گیرد. حزب اسلامی رستاخیز تاجیکستان در1997 با دراختیار گرفتن (30 درصد از مواضع دولتی با دولت مرکزی به توافق رسید)(4) و به جنگ وخشونت در کشور پایان داده شد. ج.ا.ا هم چنین توانست با عدم پشتیبانی از مبارزه مسلمانان چچن، با بی اعتنایی به مبازه مسلمانان ازبکستان که در حزب اسلامی ازبکستان به رهبری یولداشف سازمان یافته بودند و تاشکند را به چالش می طلبیدند، سیاست اعتمادسازی با مسکو را در جهت خروج ازانزوای بین المللی به مرحله اجرا بگذارد. قرارداد الگورــ چرنامردین (معاون رئیس جمهوروقت امریکاــ نخست وزیردولت یلتسین و سفیرکنونی روسیه در اوکرائین) تهران را از دست یافتن و امضای قراردادهای تسلیحاتی با مسکو برحذرمی داشت. پروتوکل ضمیمه این قرارداد، همچنین تعهدات مسکو نسبت به کشورهای چون ایران راکه آمریکا در لیست سیاه کشورهای سرکش و حامی تروریسم قرارداده بود را گوشزد می کرد
همکاریهای سیاسی و نظامی ایران و روسیه
با تغییر دستگاه رهبری و استقرار دولت پوتین در کرملین تلاش کارشناسان روس برای راه اندازی تأسیسات اتمی بوشهر آغازوعقد قرارداد اقتصادی ـ نظامی ضمیمه پروتوکل، الگورـ چرنامردین عملأ از جانب دولت جدید در مسکو نادیده گرفته شد و توافقهای مهمی ازجمله: طرحهای تحقق یافته فروش جنگ افزار روسی، مشارکت در ساختن نیروگاه هسته ای بوشهر، تأیید همکاریهای گذشته شوروی و ایران در زمینه ذوب آهن، استخراج ذغال سنگ و انتقال گاز طبیعی ایران مورد توافق دو کشورایران و روسیه قرارگرفت که برمفاد معاهده های سالهای 1921و1940 متکی هستند. به این مهم باید تقاضاهای ایران در مورد خرید جنگ افزارهای پیشرفته روسی رااضافه کرد
بنابه نوشته الکساندرگوشز،رئیس مرکزمطالعات راهبردی،عضوهیات علمی وابسته به شورای امنیت روسیه،ارتش ایران ازجنگ افزارهای قابل توجه ساخت شوروی وروسیه برخورداراست.این جنگ افزارهاشامل ادوات زرهی ،تانک،نفربروزره پوش،توپخانه،وسائل ضدهوایی (توپ های ضدهوایی ،مجتمع های موشکی ضدهوایی وموشکهای ضدهوایی حمل شونده)جنگنده ها،زیردریایی ها،اسلحه ی گرم وغیره است.طرف ایرانی تقاضای پایدارفروش های جدیدوسائل نظامی ،ازجمله قطعات یدکی،مهمات ووسائل تعمیروسرویس فنی سلاحهاراازخودنشان می دهد.)5هم چنین مقامات ایرانی تمایل بیشتری به خریدتسلیحات ازخودنشان می دهند.درایران برنامه ی مدرنیزه کردن نیروهای مسلح ملی تاسال2010طراحی شده است ،که درچهارچوب آن قراراست ،نیروهای مسلح به انواع جدید سلاحهاوجنگ افزارهامجهزشوند.رهبران ایران درچهارچوب اجرای این برنامه به خریدانواع گوناگون کالاهای موردکاربردنظامی ازروسیه علاقه مندند.ازجمله تهران حاضراست ازروسیه تانک (تا450دستگاه)نفربر(250دستگاه)هلی کوپتر(بیش از60فروند)سیستم های مختلف توپخانه،وسائل پدافند ضدهوایی (اس300وموشکهای حمل شونده"ایگل")جنگنده های سوـ24،سوـ27ومیگـ29ونیززیردریای های دیزل خریداری کند.(6
به این واقعیتها اگر خرید موشک زینت "تورـ ام 1" درسال جاری را اضافه کرد ،ابعاد نگران کننده نظامی کردن کشور روشنتر جلوه خواهد کرد. (روسیه 29 مجموعه موشکی زنیت به ایران فروخته است. ارزش این قرارداد در حدود 700میلیون دلارتخمین زده می شود.)(7
تصور ژئوپلتیکی روسیه در مناسبات با ایران
دورنمای مناسبات ایران و روسیه با توجه به تناسب نیروهای سیاسی موجود در روسیه و تمایل اکثریت احزاب سیاسی تشکیل دهنده دولت پوتین به همکاری با آمریکا و اروپا، بویژه در مسایل ژئوپولیتیک و ژئوستراتژیک ایران را در منطقه منزوی ترخواهد کرد وچشم انداز مناسبات دو کشوردر همه زمینه های مرتبت با زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. روسیه ایران را متحد ستراتژیک خود در منطقه محسوب نمی کند دلایل و فاکتهای مشخصی رامی توان دراین زمینه، ازجمله پشتیبانی روشن وصریح روسیه از کشورهای حوزه دریای خزربویژه در مورد رژیم حقوقی دریای خزر ارائه داد. بطورمثال می توان از قراردادهای روسیه با کشورهای حوزه دریای خزر نام برد. توافق روسیه با کازاخستان (1998) با آذربایجان (2001) مبنی براصل تقسیم دریای خزر بر اساس میزان فواصل سواحل این کشورها به خط منصف، که (ایران رابه پذیرش سهم 13درصدی ازمنابع زیر بستردریای خزرقرار می دهد.) (8 ) در پی توافقنامه روسیه وجمهوری آذربایجان درژانویه 2001 دولت آذربایجان تصمیم گرفت که عملیاتی اکتشافی درحوزه نفتی مورد مناقشه با ایران را انجام بدهد. واکنش ایراناعزام یک فروند ناوچه نظامی به منطقه بود، که طی آن ایران از دو کشتی اکتشافی متعلق به آذربایجان که با پرچم انگلستان درمنطقه حاضر بودند خواست که منطقه را بلافاصله ترک کنند. دولت روسیه بسرعت از خود واکنش نشان داد و در اعتراض به اقدام ایران (صادرات موشکهای بابرد بیش از 300 کیلومتر، هواپیماهای جنگی بدون سرنشین، سیستم پرتاب موشک، سوخت و دیگر ادوات مورد نیاز در صنعت موشک سازی به ایران را محدود کرد.) (9) فاصله گرفتن روسیه از اقدام و پافشاری ایران درساخت سلاحهای اتمی که با رأی ممتنع روسیه درمجمع عمومی روبرو گردید دلیل مشخص دیگری بر ناخشنودی کرملین ازسیاستهای ماجراجویانه ایران را نشان می دهد. نقاط مشترکی که سیاستهای دو کشور را در منطقه و جهان به هم نزدیک می کند را باید در تمایل دو کشور به مسائل آسیای میانه ارزیابی کرد. علائمی که پشتیبانی ایران نسبت به روسیه را بازتاب می دهد شامل برخورد محتاطانه ایران با تحولات در ماورای قفقاز، شمال روسیه و حمایت از موضع روسیه نسبت به مسائل دریای خزر! (علی رغم پشتیبانی روسیه ازسه کشور دریای خزر) همچنین سهم ایران در آ رام سازی تحولات خونین در تاجیکستان و محکومیت پیمان آتلانتیک شمالی به سوی شرق را می توان برشمرد.بررسی و ارزیابی مناسبات سیاسی و دیپلماتیک کنونی ایران و روسیه بر بستر تحولات ژرف پایان دهه قرن بیستم جریان و تکامل یافت. مناسبات دو کشوراگرچه در بیان و گفتمانهای دیپلماتیک به مثابه چشم اندازهای بلندمدت و ژئوستراتیژیکی بویژه از سوی طرف ایرانی ارزیابی می شود، اگرچه متولیان سیاست خارجی رژیم ایران، مناسبات سیاسی ایران با روسیه را، به عنوان "منطق تحولات اجتماعی" زاده "اوضاع ژئوپلتیکی منطقه" تحلیل می کنند، اما واقعیت این بیانات را باید در سیاست آشفته ونگران کننده و ماجراجویانه ج.ا.ا بررسی کرد، سیاستی که از درک و فهم تحولات ژئوستراتیژیکی در جهان بی خبرمانده است و واقعیتهای سیاسی جهان کنونی را قربانی افکار بیمارگونه، ماجراجویانه ورهبری طلبانه فکری می کند و تدوین کننده گان سیاست خارجی ج.ا.ا. با واردشدن به بازی بزرگی در مورد ساخت نیروگاههای اتمی و تکیه دادن به دیوار لرزان و بی سقف سیاست خارجی روسیه، در پی وارد آوردن شکاف در سیاستهای جهانی، بویژه مناسبات روسیه ـ آمریکا اروپا ـآمریکا، نسبت به مواضع سیاسی ایران در مناسبات بین المللی هستند. طرف روسی اما روابط با ایران را تنها بر محور منافع اقتصادی کوتاه مدت و تصور مبهمی از وضعیت ژئوپلتیکی) (10) قابل بررسی می داند، در حالیکه روابط روسیه وآمریکا را مناسباتی که (از سطح به مشارکت استراتژیک تغییر مسیر داده است) (11) بررسی وارزیابی می کند.سیاست گذاران مناسبات ایران وروسیه، نه تنها بر نقش رهبری روسیه در کشورهای شوروی سابق تأکید می ورزند، (ایران مخالف رهبری روسیه در کشورهای مشترکالمنافع نیست) بلکه پا را فراتر گذارده ورهبری روسیه را به کشورهای مختلف منطقه (که ایران راهم در برمی گیرد تعمیم می دهند) (تنها روسیه نیرومند می تواند ضامن تأمین تعادل منافع کشورهای مختلف در منطقه شود) (12) به این مهم باید مفهوم امنیت ایران را از دیدگاه سردمداران رژیم در تهران خاطرنشان کرد، که امنیت ملی ایران را تنها در همپیوندی امنیتی سیستمهای موجود منطقه می دانند و نقش تحولات جهانی به مثابه عامل بنیادی و اساسی و تأثیرگذار در جهان و منطقه را از خاطر می برند و از همه مهمتر با ناتوانی از ارزیابی و نقش واقعی سیستمهای امنیتی منطقه و جهان، نه تنها در سطح دولتهای منطقه، بلکه در درون جامعه ایران، کشور را به سوی پرتگاه انهدام و ویرانی دائمی سوق می دهند
منابع1
1.Н. Верт.история совского государства. Москва،1994с. 421.2 Новости центраьной азии.2. 5. 20023
3.Независимая газета.ио197р.
4 Новости центраьной азии.2. 11. 20025
5.А. Гушр .К новому этапу российски ـ иранскихотношений.Ирс.10.8.2005.А. Гушр .К новому этапу российски ـ иранскихотношений.Ирс.10.8.2005.Российская газета .No 2558
8Коммерсанг ио 1879
9Рассия в глобальнной политике. Январь. 200310Ирс.5.12.2003
11.М. М.лебедева.Мировая политика.Москва.2004с164
دکتر مهدی سنایی ،مسائل اجتماعی وروابط ج.ا.اباکشورهای جامعه مشترک المنافع12ارس،ژولای
новому этапу российско-ира.нских отношениэaпу
российско-иранских отношений
پانوشتها*
درسیاست خارجی کشورهااتحادهای پایدارویامتحدین ستراتژیک ،تابعی هستند ازمنافع ملی (امنیت ملی )که درپیوندوبرخوردبادگرگونیهای سیاسی درمناسبات بی نالمللی تعریف وتوجیه می شود
قانون داماتو،این قانون شرکتهای خارچی راازسرمایه گذاری بیش از20 میلیون دلارباایران منع می کرد*


هیچ نظری موجود نیست: