27.12.18

دِلِ من

اسعد رشیدی
بارانِ بی‌شکوە
با دانە‌های ریزش
می‌بارد بر رُزهای سپیدی
:کە رخت سیاه بر تن کردە‌اند
من، اما
کوبش گرم و بی‌تاب
،دِلِ باغی در دوردست را می‌شنوم
تپش آرام
رگهای بریدەی درختانی را شُمارە می‌کنم
در هوای گِس جنگلی
...کە هنوز بیدار ماندە است


می‌بارد باران
تُند و ریز،
تلخ و اندوەزا
بر بام خانە‌هائی
کە از عشق تُهی می‌شوند:
من، اما
نام همە‌ی دانه‌های فروزان و سرگشتە‌ای را
بە خاطر سپردە‌ام
کە زمانی
از شانە و سینە‌ی سپید بامدادانی
برگذشتە‌اند.
٢٠.١٢.٢٠١٨


16.12.18

سرودە‌های دلتنگی



اسعد رشیدی

شرم چە دانەی شگفت‌انگیزی!
کە هیچ‌گاه
رویش درخشانش را ندیدەام
...نە بر گونە، نە بر چهرە برافروختە‌ات

            *     *     *     *     *     *

گُلدانە‌های برف
هنوز می‌بارند و می‌بارند
بر سیمای ایستگاهی
کە با گرمای بوسە‌ای زادە می‌شود.

*     *     *     *     *     *     *         

چە رازآمیزند
گُلِ آتش های فروزندە
وقتی کە
 پیکرخشک و فربە اناری را می‌ترکانند.
١٠/١٢/٢٠١٨


4.9.18

رؤیاهای من



اسعد رشیدی
گاوآهنی به من سپُردند
تا قلب زمینی نازا را بشکافم
برای رویش دانه‌ای
که زمانی مادری خوشبخت باشد!
من، اما
قلب خود را شکافتم
تا قطره‌های داغش
چکه، چکه ببارد
بر سرزمینی که رؤیاهایش را از خاطر برده بود.

به من مشعلی سپُردند
برای روشنائی جنگلی
که در مه‌ی سنگین پنهان بود
من، اما
جان خود را افروختم
تا برابر دریائی گُربگیرد
که به خوابی دیرینه‌سال فرورفته بود.

مشتی ستاره در کف من نهادند
تا برگردن ماهی‌ی بیاویزم
که از برابر گله‌های کبودی
شرمگینانه می‌گریخت
من، اما
از دانه‌های خنده‌ات
سینه‌ریزی بافتم
تا جاودانه بدرخشد
بر سینه‌ی سپید بامدادان.
٣/٩/٢٠١٨

23.7.18

هراس

اسعد رشیدی
به وقت تُندبادها
پیدا و نهان می‌شُدی
ذرە ذرە در آرامش دره‌ای
که به خواب رفته بود...
به گاه نیزه‌های بلند آفتاب
چکه‌چکه آب می‌شُدی
به ژرفای خاک:
نهراسیدم، زان پیشتر
که به هنگامه‌ی عشق،
به ناگاه
گُرگرفتی و به خاکستر درنشستی
تا هراس همه‌ی زندگی‌ام باشی.
٩ـ٧ـ٢٠١٨


25.6.18

رونمایی از کتاب داشا

اسعد رشیدی

روز پنجشنبەی هفتەی پیش‌روی( ٢٨/٦/٢٠١٨) در ساعت پنج عصر، بە ابتکار دوستان عزیزم در کتابخانه‌ی ایرانیان شهر هانوفر آلمان، مراسم رونمایی از کتاب تازه‌ام«داشا»، برگزار می‌شود ـ از دیدن عزیزانی کە می‌توانند در همایش ما شرکت کنند، بسیار شادمان خواهم شد.