۱۷.۷.۸۹

سایه‌ ی شعر


اسعد رشیدی

همه چیز در باد خواهد گذشت
همه چیز در ذهن برگها خواهد گذشت
از ژرفای دریاها و
اقیانوسی که به زانو خواهد افتاد
همه آن چیزی
که با رنگهای بی پایان
خاکستری ابدی در آسمان پراکنده‌ می کند،
افسانه‌ها و خیالها،
گلهایی که نمی شناسمشان
که هیچ گاه به یاد نخواهمشان آورد
نه آنجا
که بر جنازه‌ای افتاده‌ باشند
نه آنجا
که فریبی موهوم را دوگانه کرده‌ باشند.
.
هیچ نمی شناسمشان رنگها را،
جز آنکه آبی اند
ماه آبی، دریاها و ستاره‌ها
کوه‌ها و شنهایی
که رنگ جاودانه‌اشان را در آفتاب از کف داده‌اند.
.
...همه چیز در باد خواهد گذشت
.
صخره‌ها با خزه‌های فروتن
و ‌غوکان آبی
که از پی شب می آیند،
مارهای آبی
با جادوی چشمانشان.
همه چیز در باد خواهد گذشت...
.
روح مرده‌ها آبی اند
شب آبی است
چراغها آبی اند
و سایه ی شکسته ی کاردی
در سینه‌های لخت عابران
آبی اند.
.
همه چیزدرباد
... همه چیز در سایه
.
نسیم آبی است
رودخانه‌ها آبی اند
و روح سرگردان و آبی ثانیه‌ها
از دالانهای نمناک سالها میگذرند.
.
..
لحظه‌ها آبی اند،
عشق آبی است
تمناهای بی رنگ
با انتظارهای آبی
آه‌... چه‌ بیگانه می گذرند.
.
.
همه چیز درباد
همه چیز در رنگ
... همه چیز در سایه
.
همه چیز
درفریادهای نومیدانه ی دانه ای
آبی است،
درختها، چمنها، جاده‌ها، مردابها
روز شمارهای پاره‌ ای
که با سر انگشت خیس نسیم
ورق خواهند خورد
.
همه چیز دررنگ
همه چیز در سایه
.همه چیز درباد خواهد گذشت


هیچ نظری موجود نیست: