۴.۹.۸۷

اسبها وماه

اسعدرشیدی

آنجاماه ِ ِپریده‌ رنگ،

آرام

برپرده ی روشن آسمان تاب می خورد،

آستان کوتاه ابر

آنسوی کوهستان

باوزش بادشرزه

فروخواهدریخت.

.

اسبهایی بایالهای سیاه وکپلهای خیس

چندی برجای ماندند

وسوارانی ازپی آنان

ــ غرقه درتالاب سکوتی موهوم ــ

دانه های پریش رؤیاهاشان را

ازریسمان فسرده ی

عقوبتی تاریخی می گذرانند.

.

اسبهاایستاده

برگرده ی مه آلوده ی راه

ــ باجامه دانهای سبک برپشت ــ

نه گامی پس، نه گامی پیش

درماه خیره می شوند

که بی تاب ولغزان

فرازمی آید

برسینه های

سفت وتبدار کوهستان.

.

اسبها

هم چنان برجای خواهندماند

باچشمان خونالوده‌ی درشت شان

تاطوفان

ازشانه های خمیده سواران بگذرد،

وماه

پنهان شود

درشولای بلند ارغوانیش.

2-6-2001

هیچ نظری موجود نیست: