اسعد رشیدی
چونان کاردی
به دور افکنده شده ام
درپایان شبی هولناک
برلبه های تیزم
بادمی لغزد
وتیغه ی برهنه ام
میان چمنهاپنهان می شود.
.
چه پیش خواهدآمد
قدیس بزرگوار؟
.
تاب می خورم
برگرد باد
دررقصی شیطانی
بردسته سردم
قطره ای ازخون شب
فرومی غلتد.
.
چه پیش خواهد آمد
قدیس بزرگوار؟
.
دورمی زنم
سپیدارهارا
رودرروی
رویای سپیدبرکه ای
(شایدازابرها
دستمالی بسازی
شرمساراشک های ریخته برگونه ات)
.
آه...
ماه،
قدیس بزرگوار
چه پیش خواهدآمد.
زمستان98
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر