میرزاآقاعسکری(مانی)
در ریشهی زمان زنی هست، نهان
در دانهی نیلوفر.
از خاک میشکوفد و فضا را آبی میکند!
بر شاخهی زمان،امّا مرگ است
نهفته در گُل ِنیلوفر.
با گُل، مچاله میشود و بر خمیازهی خاک میخمد!
گذشته و آینده مرا از دو سوی میکشند و
تکه تکهام میکنند.
چنان که واقعیت و رویا
چنان که مرگ و زندگی
چنان که زنی اثیری را در نیلوفر
زنده میکنند و میمیرانند!
برگرفته:سایت ادبیات وفرهنگ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر