۱۹.۳.۸۷

جنگل

اسعدرشیدی

چون بخاطرمی آورمت

ازورای پرده های لرزان اشک:

سخن ازچشمانی سیاه و

ازانبوه پرهیاهوی

تبرهای سنگینی است

که به جانب جنگل

روان می شوند.

11/4/1998

هیچ نظری موجود نیست: