۶.۵.۹۴

بشنوید من را



 اسعد رشیدی

نمی‌شنوند مرا
صدای پای نسیمی کە پاورچین پاورچین
از کنار جنگلی برهنە می‌گذرد
خش خش برگهایی
کە شانه‌های لرزانشان را بە‌هم تکیە دادە‌اند
و نوبت مرگشان را
کنار آوازهای بریدە‌ی رودخانە‌ای
انتظار می‌کشند.

ماە می‌تابد
بە ژرفای درە‌ای کە بە تاریکی نهان است
دانه‌های شادیی
کە بە آفتاب دلباختە‌اند
و شادمانی زودگذر جوانه‌ای
کە همین دم
مادری خوشبخت می‌زاید.

مرا بشنوید، بشنوید مرا !
راه‌آهنهای سنگین و سرد
کە غرقە بە سکوت و سایە‌اید
ترامواهای مُردە در خاکستر و دود
کە زیر بارانی ریز آه می‌کشید.


مرا بشنوید، بشنوید مرا !
نئونهای سپید و فروزان
کە بە دامان شب آویختە‌اید
و گوشت خیابانهای شلاق‌خوردە را
بە دندان می‌کشید،
دریاهایی
کە ضرب‌آهنگ پاروی ماهیگیران را
بر سینە‌ی شکافتە و شکیبایتان تاب‌آوردە‌اید.
بشنوید، بشنوید !
پت پت فانوسی رهیدە از طوفان ‌
کە بر طناب افقی خواب‌آلودە می‌سوزد.

٢٦.٠٧.٢٠١٥

هیچ نظری موجود نیست: