۲۷.۴.۹۰

این‌باران‌ریز،غمناک‌وهراس

Gabriela Mistral         گابریلا میسترال
1889ـ1957
این‌باران‌ریز،غمناک‌وهراسان
چون‌اشکهای‌کودکی‌گریان
پیش‌ازچکیدن‌برخاک
می‌خشکد..
نه‌وزش‌نسیمی،نه‌جنبش‌برگی‌

امابرگستره‌هولناک‌سکوت،
زمزمه‌ی‌باران‌است،
تلخ‌وبی‌جان.
.
آسمان‌به‌دلی‌ماننده‌است،
بی‌کرانه‌،شکافته‌وتلخ.
باران‌نه،خون‌می‌بارد،
آرام‌ومداوم.
.
انسانهادرخانه‌ها
غافلند
ازاین‌تلخی‌جانفرسای
ازاین‌جاری‌غمناک‌آسمانی.
.
سقوطآرام‌وفرساینده
قطرات‌شکست‌خورده‌ی‌آب،
خمیده،
وزمین‌گیر!
.
باران‌می‌بارد...وهمچون‌شغالی‌غم‌انگیز
شب،شهررانظاره‌می‌کند،
چه‌خواهدجوشید،درسایه،
ازسینه‌ی‌زمین‌مادر؟
.
آیاتوسربرسینه‌ی‌خواب‌خواهی‌نهاد
آنگاه‌که‌بیرون‌پنجره‌ات
غمگنانه‌می‌بارداین‌باران‌ریز،
این‌باران‌مرگبارکه‌همشیره‌ی مرگ‌است؟

برگرفته‌ازکتاب: شعرزنان‌جهان،گزیده‌وترجمه‌فریده‌حسن‌زاده
موسسه انتشارات‌نگاه،تهران‌ـ 1380،ص‌265‌ـ‌267

هیچ نظری موجود نیست: