اسعد رشیدی
مصر در آتش انقلاب میسوزد، کشوری که زمانی پرچمدار وحدت اعراب محسوب میشد؛ نقش ستراتژیک در منطقه و در جهان را به بازیگران دیگری چون، ایران، اسرائیل و ترکیه وانهاده است. ژرفای تحولاتی که در کشور میگذرد به مراتب فراتر از منطقهی خاورمیانه بر مناسبات جهانی تأثیر مستقیم خواهد گذارد و تناسب نیرو در جهان و همچنین بی ثباتی پایدار در منطقه را شکنندهتر از پیش خواهد کرد. دلیل و یا دلایل خیزش مردم مصر هر چه باشد نگرانی متحد ین مبارک (غرب و اسرائیل) را تشدید میکند و آینده کشور را در غیاب رژیم کنونی، در هالهای از ابهام فرو خواهد برد. تصادفی نیست که رهبران آمریکا و اتحادیه اروپا دیکتاتور مصر را به در پیش گرفتن اصلاحات سیاسی و اقتصادی تشویق میکنند؛ اصلاحاتی که سالهاست در محاق رژیمی خودکامه به فراموشی سپرده شده است. آنچه که مستبدین در «جهان عرب» و پشتیبانان جهانی آنان را به وحشت افکنده است، نه تنها آگاهی روشن فکران و صاحبان اندیشه از سرنوشت و سرگذشت سرزمین استبدادزده و به یغما رفتهشان است، بلکه خود آگاهی رو به رشد بخشهای از لایهها و طبقات فرودست جامعه کشورهای عربی است که از پدیده رشد نایافتگی اقتصادی از سویی و از سوی دیگر با عدم توسعه فرهنگی و سیاسی دست به گریبانند.
پیامد سیاسی رویدادهای پیش رو در تونس، مصر و نیز یمن و الجزایر هر چه باشد؛ از جمله بتواند موجبات شیوع و رشد بنیادگرانی اسلامی را تا مدتها به عاملی بازدارنده در گسستن از زنجیر، تحجر، واپس ماندگی و استبداد در منطقه فرا برویاند؛ در نهایت نمیتواند این واقعیت عینی را نادیده بینگارد، که ورای اندیشهها و افکار و ایدئولوژیها، این واقعیتهای مادی جامعه هستند که تحولات آتی را در بستر پیشرفت و توسعه ممکن میسازند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر