گونتر والراف، نویسندهو روزنامهنگار آلمانی یک بار دیگر "هویت" خود را در کتاب و فیلم جدیدش تغییر داده است. او این بار در نقش یک سیاهپوست ظاهر میشود تا گرایشهای نژادپرستانهی برخی از اقشار جامعهی آلمان را نشان دهد.
"علی ترکه"ی کتاب "در اعماق"، امروز در فیلم "سیاه روی سفید" در نقش سیاهپوستی آفریقایی ظاهر میشود تا یک بار دیگر ناهنجاریهای اجتماعی ـ سیاسی آلمان را به نمایش بگذارد. هم علی ترکه، هم سیاهپوست فیلم "سیاه روی سفید" هر دو یک نام دارند: گونتر والراف، روزنامهنگار مشهور که چشمهای آبی و پوست روشنش نشان میدهد، اگر هم آلمانی نباشد، قطعاً از آفریقا یا آسیا نیامدهاست.
وفاداری به شیوهی کار
به گونتر والراف، لقب "ستارهی روزنامهنگاری آلمان" دادهاند. نام او برای اولین بار هنگامی بر سر زبانها افتاد که با شیوهای مبتکرانه نشان داد، روزنامهی محافظهکار "بیلد تسایتونگ" با توسل به چه روشهای غیراخلاقی و غیرحرفهای دست به تهیهی خبرها و گزارشهای جنجالبرانگیز و رسواییآور زده است. جوسازی، هتک حرمت انسانی قربانیان و تطمیع شاهدان عینی با پول و ... در کتاب او از جملهی این روشها معرفی شدهاند.
والراف همچنین در نقش یک کارگر ترک به نام علی، جامعهی آلمان را متوجهی روابط ناهنجاری کرد که بر زندگی اقتصادی ـ اجتماعی مهاجران در کشورش حاکم بودهاند.
افشای مناسبات استثمارگرانه و چند و چون شرایط دشواری که کارمندان "مراکز تلفنی (Callcentern)" شرکتهای بزرگ و کوچک مجبور به تحمل و تن دادن به آنها هستند، موضوع یکی از آخرین پروژههای والراف بود که مثل همیشه بحثهای دامنهداری را در رسانهها و محافل سیاسی آلمان برانگیخت.
والراف در اجرای تمام این طرحها، به شیوهی ویژه کار خود، وفادار ماندهاست: ابتدا بهطور" ناشناس" تحقیق کردن، تجربه آموختن، مدرک گردآوردن و سپس آن را مطرح ساختن و بهنمایش درآوردن.
تنها در جمع
والراف در جدیدترین اثرش هم همین شیوه را بهکار برده است: او در نقش سیاهپوستی با لنزی قهوهای و کلاهگیسی از موهای وزوزی سیاه روانهی این شهر و آن شهر میشود تا رفتارهای اقشار مختلف جامعه را نسبت به یک سیاهپوست تجربه کند. این روزنامهنگار ماهر، ابتدا تجربیات خود را در کتابی به نام "از دنیای نوین و زیبا" ثبت کرده و سپس بر اساس آن فیلمنامهی "سیاه روی سفید" را نگاشته و تنظیم کرده است. این فیلم مجموعهی تکاندهندهای از واقعیتهای اجتماعی است که گرایشهای نژادپرستانهی برخی از اقشار جامعهی آلمان را نشان میدهد.
هنرپیشهی سیاهپوست فیلم به یک جشن محلی سر میزند، ولی کسی حاضر نیست آبجویش را سرمیز او و با او بنوشد. صاحب آپارتمانی که سیاهپوستروی جلد کتاب "از دنیای نوین و زیبا" از گونتر والرافمایلست آن را اجاره کند، چندان به او روی خوش نشان نمیدهد. در زمین بازی فوتبال، کار حتی به درگیری و کشمکش میکشد و عنوان تحقیرکنندهی "سیاهزنگی" بدون تأمل و راحت بر زبان خیلیها جاری میشود.
انتقاد به اثر
فیلم"سیاه روی سفید" یک بار دیگر نشان میدهد که گونتر والراف در کار افشای زشتیهای اجتماعی بسیار موفق است. البته این دیدگاهی نیست که همهی دستاندرکاران فیلم و نهادهای اجتماعی بر سر آن توافق داشته باشند. مثلاً بسیاری از "آلمانیهای سیاهتبار" از برخورد والراف با هممیهنان تیرهپوست خود انتقاد میکنند. یکی از این سیاهپوستان آلمانی، تاهر دلا است که در "انجمن سیاهپوستان آلمان" عضویت دارد. او میگوید: «این اولین بار نیست که دیگران در بارهی ما فیلم ساختهاند، ولی خودمان را حذف کردهاند.» یکی از کنشگران انجمن "نظارت بر رسانههای قهوهای" که علیه بازتاب نژادگرایی در رسانههای آلمان مبارزه میکند، معتقد است که والراف حتی به قیمت «نادیدهگرفتن آنان و سوءاستفاده از رنجها و دردهای این گروه، پول به جیب میزند.»
رعایت حق یا چشمپوشی بر آن
این استدلال چندان بیپروپایه نیست: در یکی از نماهای فیلم، پس از این که والراف تجربههای تلخ سیاهپوستان آلمانی را در رابطه با ادارات و کارمندان اداری مطرح میکند، همراه یک هممیهن تیرهپوستش که در فیلم آواد نام دارد، به یکی از ادارات سر میزند تا در بارهی شرایط دادن امتحان برای کسب جواز شکار اطلاعات بهدست آورد. کارمند مسئول با عصبانیت با او برخورد میکند و سرانجام نیز از دادن اطلاعات لازم به والراف سیاهپوست سرباز میزند. در این نماها آواد اصلاً فرصت صحبت و طرح پرسش نمییابد. پس از این که این دو از اداره خارج میشوند نیز، والراف از او دربارهی احساساتش در این مورد ویژه یا اصولاً تجربهی او بهطور روزمره سؤالی مطرح نمیکند. در واقع والراف در جلد یک سیاهپوست، در مقام دفاع از حقوق سیاهپوستان برمیخیزد، ولی خود، وقتی میتواند حق آنان را رعایت کند، مثل برخی از هموطنانش، آن را زیرپا میگذارد.
برگرفته:رادیودویچه وله
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر