۱.۱۰.۸۸

مرگ آیت الله‌


اسعد رشیدی
مرگ روحانی انسانگرایی که‌پایه‌های قدرت وساختاروسوسه‌انگیزآنرابه‌هیچ می انگاشت ،واکنش های عمیقی درسطح جامعه‌به‌خفقان درآمده‌کشورراموجب شده‌است.آقای منتظری که‌ یکی ازمبتکرین وپایه‌گذاران تئوری ولایت فقیه بود،دراواخرعمر،بادیدی متفاوت وانتقادی به‌آن چیزی که‌درآستانه‌ وپس ازبه‌قدرت رسیدن معممین به‌پایه‌ی اساسی رژیم جمهوری اسلامی تغییرشکل داده‌بود،نگاه‌میکردوبارهاشیوه‌ حکومتگران درکشوررابابی پروائی ستایش آمیزی به‌نقدکشیده‌بود.مستبدین حاکم برکشور،دیدگایهای اورابرنمی تافتند،لاجرم محدودکردن وبه‌انزواکشیدن افکاوآرمانهای اورابرگزیدند،مشتی که‌برسندان کوبیده‌ و می کوبند.شخصیت آیت الله‌ منتظری رابایدازدومنظرمتفاوت موردبرسی قرارداد؛نخست جنبه‌انسانی وروحانی ،سپس سویه‌ی سیاسی واجتماعی تفکرات او،چونان شخصیتی تاثیرگذاربرتحولات سی ساله‌ گذشته‌،بویژه‌درسالهای اخیرکه‌سیرتحولات کشورمدام درحال تغییروتکوین بوده‌است.
به‌این مهم می توان جنبه‌های تطبیقی ازدوشخصیت سیاسی،پیش وپس ازانقلاب 1979 رااضافه‌کرد؛ ازدیدگاه تاریخی واجتماعی هردوآیت الله‌ به‌انقلاب ایران تعلق دارندوجنبه‌های متفاوت ازشخصیت انقلاب ایران رابنمایش می گذارند ،خمینی ومنتظری،اولی تشنه‌قدرت بابهره‌جویی ازهمه‌ابزارهای رواونارو،شریف وشیطانی وقربانی کردن هرآنچه‌که‌انسانی وزیباست دربرپاساختن اندیشه‌ی حکومت اسلامی،دومی ستایش کننده‌زندگی،شیفته‌آرمانهای انسانی واخلاقی که‌بانادیده‌گرفتن ساختارو اهرمهای قدرت وحکومت به‌روحانی انسان دوست وآرمانگردرتاریخ معاصرکشورتبدیل شد.

هیچ نظری موجود نیست: