۲۲.۹.۸۶

باران نم‌نم

Gabriela Mistral گابریلا میسترال

1889ـ1957

این‌باران‌ریز،غمناک‌وهراسان

چون‌اشکهای‌کودکی‌گریان

پیش‌ازچکیدن‌برخاک

می‌خشکد.

.

نه‌وزش‌نسیمی،نه‌جنبش‌برگی‌ـ

امابرگسترهی‌هولناک‌سکوت،

زمزمه‌ی‌باران‌است،

تلخ‌وبی‌جان.

.

آسمان‌به‌دلی‌ماننده‌است،

بی‌کرانه‌،شکافته‌وتلخ.

باران‌نه،خون‌می‌بارد،

آرام‌ومداوم.

.

انسانهادرخانه‌ها

غافلند

ازاین‌تلخی‌جانفرسای

ازاین‌جاری‌غمناک‌آسمانی.

.

سقوطآرام‌وفرساینده

قطرات‌شکست‌خورده‌ی‌آب،

خمیده،

وزمین‌گیر!

.

باران‌می‌بارد...وهمچون‌شغالی‌غم‌انگیز

شب،شهررانظاره‌می‌کند،

چه‌خواهدجوشید،درسایه،

ازسینه‌ی‌زمین‌مادر؟

.

آیاتوسربرسینه‌ی‌خواب‌خواهی‌نهاد

آنگاه‌که‌بیرون‌پنجره‌ات

غمگنانه‌می‌بارداین‌باران‌ریز،

این‌باران‌مرگبارکه‌همشیره‌ی مرگ‌است؟

برگرفته‌ازکتاب: شعرزنان‌جهان،گزیده‌وترجمه‌فریده‌حسن‌زاده

موسسه انتشارات‌نگاه،تهران‌ـ 1380،ص‌265‌ـ‌267

هیچ نظری موجود نیست: