۲۲.۸.۸۶

زیر آلاچیق

میرزاآقاعسکری(مانی)

زیر آلاچیق

شب بود و شباب

فرشته‌ئی بود

چون قرص مهتاب.

زیر آلاچیق

شاعری بی‌تاب

در کف دستش

سکه‌ی آفتاب.

زیر آلاچیق

دستی به دستی

آن دو تن با هم

چه شب مستی!

زیر آلاچیق

فرشته می‌شست

تن آفتاب را

حنا می‌گذاشت

شاعر عاشق

پای مهتاب را.

زیر آلاچیق

دوتا پرنده

یک شعر قشنگ

شادی و خنده.

زیر آلاچیق

یک کودک شاد

چون پرنده‌ئی

آزاد آزاد.

گمب و گمب و گمب

صدای سه بمب!

زیر آلاچیق

سه تا کفن پوش

سه تا پرنده

هر سه تا خاموش!

خرداد ۱۳۶۴

برگرفته:سایتادبیاتوفرهنگ

هیچ نظری موجود نیست: