۲.۵.۸۶

گردش قدرت سیاسی درایران واهمیت پیامدهای آن درمناسبات ملی و بین المللی

(دکتراسعد رشیدی(دکترای تاریخ روابط بین الملل

.

ناآرامیهای جاری پس ازانتخابات ریاست جمهوری درایران که باتسلط جناحهای عقب افتاده درطیف نیروهای محافظه کاردرون و پیرامون ولایت فقیه به انجام رسید؛فضای سیاسی کشوررامه آلوده ونگرانیهای گسترده نیروهای خواهان دمکراتیزه کردن زندگی سیاسی واجتماعی جامعه راعمیق ترکرده است।

برآمدناشی از"یکدست"شدن ساختارحکومتی درایران بانادیده انگاشتن مطالبات مردم درموردآزادیهای دمکراتیک بویژه درواحدهای ملی که باقتل یکی ازفعالان سیاسی درشهرمهابادروی داد،وسپس دامنه آن به سایرشهرهاومناطق کردستان گسترش یافت و همچنین سرکوب کارزار مسالمت آمیزدردفاع ازاکبرگنجی روزنامه نگارشجاع،جلوه های روشنی است ازفرایندمشی خشونت آمیزسیاست جدیدزمامداران ایران.جابجایی مهره های حکومتی درهرم حاکمیت ،ساختاردولتی را دستخوش دگرگونی وتغییرات ادواری دربافت درونی و مجموعه سیستم دولتی درایران گردانیده است که باگسترش ودخالت نیروهای نظامی برمسندهای بااهمیت دستگاه های دولتی ،نمودار سیاستهای آینده راازسوی رهبران جمهوری اسلامی ترسیم می کند.اهمیت چرخش سیاسی قدرت درایران نمی تواندتنها محصول دادوستدهای درون حاکمیت ویااختلافهای گروهی ی دانست که هرازگاهی موجب بروزاشکال متفاوتی ازگردش قدرت درداخل حکومت می گردد.تغییرات جاری دربالاترین سطوح هرم حاکمیت می تواندمحصول وبرآورددوفاکتورجدی باشد که درمحاسبات سیاسی چه درداخل وچه درخارج کشور بایدمورد ارزیابی دقیق قراربگیرد.

نخست،روندتغییرتناسب نیرودردرون حاکمیت که بارانده شدن تدریجی مدافعان "اصلاحات"تکامل یافت،تسریع گردیدواقدامات شبکه های نا مرئی اقتدارگرایانی راکه دروجودسازمانهای به ظاهرمخفی،چون حجتییه مأمن جسته بودندراآشکارساخت وامکان فعالیت علنی این گروه عمیقأضددمکراتیک وشبه فاشیست رامیسرساخت.

سپس،باتمرکزوبسیج مجموعه نیروهای نظامی وفعال شدن حضورسیاسی ایشان، فضای روانی مناسبی باتوجه به شرایط ویژه منطقه (حضورنیروهای آمریکایی وهم پیمانان درعراق)بوجودآمد.مانورهای نظامی درکردستان،کشوررادرهاله ای ازترس وابهام فروبردوبه گمانه زنی هادرموردتهدیدنظامی آمریکادامن زد .

جمعبنددوفاکتورموجود،به مثابه برآمدتنشهای درونی،ازسویی وتلاش درتثبیت اقتدارگرایی مفرط ازسوی دیگر،ساختارسیاست مرکزی هیئت حاکمه ایرن رادرهمه زمینه های سیاسی واجتماعی بازمی تاباندوسیاست خارجی کشوررادرامتدادهمین نگرشهاودیدگاههای سیاسی تدوین وبه مرحله اجرامی گذارد.

تناقضهاوتنشهای موجودسیاسی گروها وسازمانهای درون حاکمیت وپیرامون آن(هیئت مؤتلفه،انجمن حجتیه،روحانیون مبارز،مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت) و گروهای شبه فاششیستی،انصارحزب الله تبلور و مولود اختلافات ورقابتهای سیستم اختاپوسی ولایت فقیه رادرانظارافکارهمگانی جامعه به شدت کنترل شده ایران نمایان می سازد.استدلال هاناآرنت کاملأ بجاست،هنگامیکه می نویسد(قدرت فقط ازراه گسترش می تواند خودراحفظ کندوگرنه اندک اندک کاستی می گیردونابودمی شود.)(1)

تأثیروکارکرددامنه رویارویی های آشکارونهان نیروهای موجوددردرون حاکمیت وشکاف ناگزیرحاصل پروسه پیچیده هماوردهای محتوم،بی شک تلاشی و تجزیه هرچه بیشترلایه های شرکت کننده دردرون رژیم (بخاطرداشتن سهم بیشتری از قدرت) رافراهم خواهدکردوبه مانعی جدی دراتخاذشیوه های تصمیم گیری مشترک وعاقلانه وارائه ی راه حلهایی درجهت حل وفصل معضلات فراوان کشورتبدیل خواهدشد.

منافع ملی وافسانه تجزیه ایران

نمونه کامل وروشن کم فهمی وبی درایتی زمامداران ج.ا.رامی توان درسیاست "ملی"دولت نسبت به مطالبات ملتهای ساکن ایران مشخص کرد.علاقه مسئولین رژیم به "حل"مسئله ملی ازدیدگاه تئوری، ناقص همه نرمهای شناخته شده بین اللملی است که شاخص بنیادی آنرا می توان در فرمول "امت اسلامی" باز شناخت که ویژه گیهای سرزمینی واتنیکی ونیز گوناگونی فرهنگی ملتها رانادیده می انگارد.چنین تعبیری بیش ازهرواقعیتی زاده وبازتابی است از مفهوم مبهم وغیر علمی"جهان اسلام"که عامل ایده ئولوژی رابه دوراز جهت های سیاسی -اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی ناهمسازکه درمنافع هریک ازکشورهای دارای سیستمهای متفاوت سیاسی نهفته است را،دخیل می داندوفاکتورآئین (دین،مذهب)راتاسطح تبلیغات رسمی دولتی کاهش میدهد.درپراتیک اماج.ا. ازنبردمسلمانان چچن وازاحزاب اسلامی درکشورهای آسیای میانه به دلیل پیوندهای نزدیک بافدراتیوروسیه سربازمی زندودرهمان حال بادخالت درروندصلح درخاورمیانه ازطریق تجهیزمالی وتسلیحاتی گروه های بنیادگرای اسلامی درلبنان،فلسطین وعراق به ماجراجویی سیاسی خطرناکی واردشده است که سیاست خارجی رزیم رادرمعرض رویارویی و تهدیدجدی باآمریکاوهم پیمان اوقرارمی دهد.تلاش نومیدانه وبی دورنمادرایفای نقش رهبری "جهان اسلام"ودنبال کردن پروژه ساخت سلاحهای اتمی وکشتارهمگانی،کشوررادرآستانه پرتگاه ویرانی وسقوط وبه کانون تلاطمهای سیاسی درمناسبات بین المللی ومنطقه ای سوق داده است.مراکزمتعددتصمیم گیری درایران،که دروجوددولتهای کوچک (دولتهای سایه)تجلی یافته است وهم چنین نفوذمستقیم وغیرمستقیم وروبه گسترش نیروهای نظامی وانتظامی درارگانهای بالای تصمیم گیری،شکل درهم وپیچیده وعقب افتاده ای ازساختارحکومتی درایران راترسیم می کند.به گفته مسئول سپاه پاسداران،یحی رحیم صفوی درایران 15 ملیون بسیجی وجودداردکه 9 ملیون مردوبقیه رازنان تشکیل میدهند.حجم عظیم وواقعی بودجه نظامی که درآمارها وداده های اقتصادی پنهان نگاه داشته می شودباروند خزنده میلیتاریزه کردن کشورتکمیل شده وایران رابه پادگان نظامی بزرگی تبدیل کرده است. شایان ذکراست که پس ازسقوط رژیم صدام حسین درعراق مثلث قدرت درخلیج فارس ،(ایران ،عراق،عربستان سعودی)فرو ریخت وایران به عنوان بزرگترین قدرت نظامی درخلیج فارس ظاهرشد.برپایه همین تغییرتناسب نیرودرمنطقه است که سران رژیم رامجذوب محور،روسیه، چین وسوریه دربرابرمحور،ترکیه،اسرائیل وآمریکاگردانیده وکوته فکری گردانندگان سیاست خارحی رزیم درجهان پرازتناقض رااستمرار می بخشد.سیاست گذارن ج.ا.،ناتوان ازارزیابی دقیق وعلمی پدیده های بغرنج وپیچیده سیاست جهانی (شکننده گی ودرعین حال انعطاف پذیری دسته بندیهای سیاسی ناشی ازدست بدست شدن قدرت درمعادلات ومناسبات بین المللی) درگردابی از توهمات فروشده اندوهریک ازجناحهای رقیب باسلب مسؤلیت تاریخی ازخود برمداری ازقدرت می گرددوسازبدآهنگی راکوک می کندوباکم فهمی وبی درایتی دراداره امورکشوربه منافع واقعی کشورپشت می کنندوشکل پیچیده ودرهمی ازمفهوم "دولت"رادرایران به نمایش می گذارندکه باتعبیری دیگرمی توان آنراالیگارشی روحانیون دانست که درسیمای استبدادمذهبی ساحته وپرداحته شده است.(هرجایی که انحصارطلبی باشد،استبداد،رکود،واپس گرایی غیرقابل اجتناب است وهیچ تزئین دمکراسی ساختگی نمی تواندآن رابپوشاند.)(2) ازاین گذرگاه متولیان رژیم منافع ملی(امنیت ملی)رابرابرخواست وتمایلات ملی گرایانه ملتهای ساکن ایران قرارمی دهندوافسانه

تجزیه ایران،ارثیه به جامانده ازشوینیستهای عصرپهلوی رااشاعه می دهندودرپی "کشف"نیروهای تقویت کننده وحامیان داخلی وبویژه خارجی پیکارجویان ملی هستند.

شیفته گان مدافع تمامیت ارضی که درطیف ولایه های به ظاهرمتفاوت وگوناگونی، ،چه درداخل وچه درخارج ازمدارواقتدارهیئت حاکمه کشورفراهم آمده اند،حاضربه هیچ گونه گذشتی درحل عادلانه مسئله ملی ،مبنی بردمکراتیزه کردن زندگی سیاسی جامعه ازراههای مسالمت آمیزواحقاق حقوق ملی ملتهای ساکن ایران نیستند.

توتالیتاریسم وهویت ملی

درکشورهای فراوان ملت که بوسیله رژیمهایی توتالیتراداره می شوند،تلاش دربازگشت به هویت ملی(عادات،خلقیات وفرهنگ)باکش مکشهای جدی روبرومی شودوازدیگاه روانشناسی اجتماعی به سه مرحله مشخص تقسیم می شود.

نخست،ملتهای فرودست تلاش می ورزندکه با تقلیدوهم گون سازی باملت فرادست

وجذب(assimilation )درفرهنگ غالب (3) به نوعی استحاله اجتماعی-روانی، جبرأگردن بگذارند.

سپس،کوشش ومبارزه ملتهای فرادست درراه ارتقاء سطح آگاهی ملی وشعوراحتماعی وبرابرسازی وهم سازی باملتهای فرادست،به مثابه مرحله گذاروشناحت امکانات وتوانائیهای درونی،احساسات ملی راتقویت می کندوراه رابرای اقدامات وکوششهای استقلال طلبانه هموارمی سازد.

مرحله سوم بابازگشت به هویت ملی وتاریخی وفرهنگی(*)ملتهای فرودست آغازمی شود.تمایل شدیدبه استقلال وآزادی ملی وتلاش درگسستن وجدایی دراشکال متفاوتی، چون،خودمختاری،فدرلیسم ودولت مستقل ملی (حق ملتهادرتعیین سرنوشت) بروزمی کند.

بایدخاطرنشان ساخت که حق ملتهادرتعیین سرنوشت درچهارچوب حق انسان درفهم ودرک آزادی وبدست آوردن استقلال واقعیت می یابدودربیان اجتماعی،حق انسانها تنهادرحوزه سیاست قرارنمی گیرد.درمفاهیمی که درمنشورحقوق بشردرج گردیده است؛به صراحت وروشنی ازشحصیت فردی وملی انسانهاسخن گفته می شود.(نمی توان هیچ انسانی را صرف تعلق ویژه ملی از استقلال محروم وشخصیت فردی وملی اوراپایمال کرد).بنابراین نمی توان تلاش دربدست آوردن هویت شخصی وارتقأوتکامل آن به هویت ملی رادرچهارچوبهای متداول ومفاهیمی،چون،حفظ تمامیت ارضی ومنافع ملی محدودنمود.نمی توان تمرکرگرایی سیاسی رامطرح کردودرهمان حال اتحادآرزومندانه ملتهای گوناگون رادرچهارچوب کشورپیشنهادکرد.تمرکزگرایی وانباشت قدرت سیاسی-مالی مفهوم اتحادآرزومندانه ملی راازمحتواتهی وگرایش گریزازمرکزرادراشکال مختلف وخشونت بارتقویت می کند.این اشکال دربیان فکری وایدئولوژیک می تواند بصورت شوینیسم عظمت طلب ملتهای فرادست وهم چنین بصورت ناسیونالیسم تنگ نظرانه ملت های فرودست به جنگهای ملی ومذهبی دامن بزندوازاین طریق وجدان ملی راازهزگونه مسئولیت انسانی وتاریخی تهی بسازد.تجارب "حل" مسئله ملی درشوروی سابق به وقایع تـأسف باروخونین میان آذربایجان وارمنستان انجامیدکه عواقب سیاسی غیرقابل پیش بینی شده آن صلح وامنیت درمنطقه راباتهدید جدی روبروساخته است.جنگهای ملی دریوگسلاوی سابق که درمدت کوتاهی به جنگ مذهبی تمام عیاری تغییر ماهیت دادنمونه های روشنی است ا زنادیده گرفتن وبی اعتنایی به هویتهای وتفاوتهای ملی که درفرهنگهای متفاوتی بازتاب می یابد.رژیمهای خودکامه درخاورمیانه به دلایل گوناگونی ازجمله،سطح نازل فرهنگ سیاسی واجتماعی وفقروتهیدستی ساکنان کشورازسویی،وازسوی دیگر،چشم فروبستن وپشتیبانیهای آشکارونهان کشورهای بزرگ سرمایه داری ازاین گونه دولتهای اقتدارگرا،ویروس توتالیتاریسم وخودکامگی رادرمنطقه شیوع می دهند. رژیمهای توتالیتر بنابرماهیت مستبدانه وانحصارطلبانه خودحاضربه حل مسئله ملی ازراههای مسالمت آمیز نیستندوبیشتر به سرکوب وویرانی دائمی درحل وفصل معضلات کشورتمایل نشان می دهند. رژیمهای ایران ،سوریه وترکیه نمونه های بارزوگواه روشنی ازاقتدارگرایی وانحصارطلبی سیاسی، بویژه درپیوندبامشکل کردهارا به نمایش می گذارند. (موافق قانون شماره27،24فوریه1969کردهایی که درمناطق عربی سوریه زندگی می کنند ازخریدوفروش اماکن مسکونی محروم می شوند.هم چنین موافق ماده 3 این قانون کسانی که درسوریه متولد می شوندخودبخودعرب سوری محسوب خواهندشد.)(4)قوانین جزایی وقضایی ترکیه به اشکال خشونت آمیزی حقوق ملی کردهالگدمال می کند. موافق ماده 42 قانون اساسی 1982( بجززبان ترکی هیچ زبانی رادرکشورنمی توان اموزش داد) همچنین موافق ماده 54 همین قانون(تمام ساکنان کشورترکیه، ترک محسوب می شوند.)(5)

توان اقتصادی کشورهایی که باسیستم توتالیتیراداره می شونددرراستای هدفهای نظامی تدوین می شودکه سودهای سرشاروافسانه ای رانصیب سران ارتش ونیزواسطه هایی می گرداندکه مسئولیت مستقیم نابسامانیها وویرانیهای کشورابه عهده دارند.شرکت دادن مقامات ارشدنظامی درپروژه های اقتصادی(*) وسودآور،بازتولید حشونت وقهررادرواحدهای ملی امکان پذیرمی سازد وپروسه دمکراتیزه کردن زندگی اجتماعی کشورراازراههای مسالمت آمیزبادشواری روبرومی سازد.به گفته مسعودبارزانی رهبردولت خودمختارکردستان جنوبی،(وقتی درسال 1991 قیام کردیم وکردستان راتحویل گرفتیم،4000 روستادرآن ویران شده بودوتقریبأجاده های اسفالت شده یانداشت ویاخیلی کم بودو80 درصدروستاهابرق نداشت.)(6)

تعقیب سیاستهای جنگ افروزانه عمدتأوعامدأبه بهانه های واهی ومبهمی افکارهمگانی رامتوجه" دشمنان داخلی"درکشورمی گرداندوبااستنادبه سابقه های تاریخی جنگ وخونریزی که خودازبرافروزندگان آن بوده اندوپیونددادن این رویدادها وپدیده های منفی به نیروهای "خارجی"،ذهنیت جامعه را درگردابی ازتوهم وسردرگمی فرومی افکندوازاین طریق افکارهمگانی درکشوررابه نوعی پوچ گرایی سیاسی آلوده می سازد.روی دیگرمدال که بااقدامات عملی وعلنی رژیمهای اقتدارگرامشخص می شودرابایددرمیلیتاریزه کردن کشوروبویژه درواحدهای ملی جستجوکرد.هیئت حاکمه ج.ا.کردستان رابه یک پادگان واقعی تبدیل کرده است.حضوربیش ازصدهاهزارازنیروهای سپاهی،بسیجی،ارتشی ومزدوران محلی وایجادپایگاهاوایستگاههای کنترول وبازرسی درروستاهاوشهرهای کردستان،تقویت پادگانهای نظامی شهرهای بانه ومریوان وبرقراری ادواری حکومت نظامی،هراس وجبن مقامات رژیم ازاعتلاوگسترش روزافزون جنبش ملی درکردستان رابروز می دهدوخواب قیلوله دیوان درتهران راآشفته می کند.

تردیدی نیست که ایجاددولت (دوفاکتور)درکردستان جنوبی(عراق)وتلاش نیروهای دمکراتیک درایجادواستحکام پایه های مادی دمکراسی وفدرالیسم درعراق،تأثیرات جدی وعمیق سیاسی ،نه تنهادرکردستان شرقی(ایران)بلکه درایران ودرخاورمیانه برجای خواهدگذاشت واین آزمون تاریخی راباردیگرموجه خواهدساخت: که ورای تمایل وافکار سرکوبگرانه رژیمهای توتالیتر،درنهایت این واقعیتهای مادی هستندکه گسترش گرایشهای دمکراتیک وتغییرات بنیادی درجامعه راناگزیرخواهندکرد.

منابع:

01هاناآرنت،خشونت.ترجمه عزت الله فولادوند.ص،109

02خاطرات میخائیل گارباچف،ترجمه فریدون دولتشاهی.ص،700

3.Asad Rashidi,The regional andInternational aspects of the Kurds for a self –determinal(1980-90-s) Minsk,2003,p.31

4.багиров. A.Г.Cоврeмeнное состояние курдской проблемы(научный симрозиум),мoсkвa,1995.с.108

5.Гaсratян.M.A.Сoвremeнный Kурдисtan ,Mockвa,1997с.61

6.www.peiknet.com/1384/08mordad/page/477barezani.htm

یادداشتها:

*بطورمثال فردکردی که ازاوسلب شخصیت فرهنگی شده است؛مجبورمیگردداززبانهای دیگری چون فارسی،عربی وترکی برای بیان مقصوداستفاده کند.

*شرکت فرماندهان سپاه پاسداران وبسیج در نهادهای اقتصادی چون بنیادمستضعفان ورسوایی مالی وزیرپیشین سپاه ونیزجنجال مربوط به عقدقراردادتلفنهای همراه وفرودگاه خمینی مواردروشنی ازدخالت مقامات ارشدنظامی درفعالیتهای پرسوداقتصادی رانمایان می سازد.همچنین ترکیه رامی توان مثال آورد.رژیم ترکیه بادراختیارگذاشتن کارتلهایی چون (اُیاک)به کمپانیهای نظامی وشرکای اقتصادی آنها،سودهای کلانی رانصیب سران ارشددستگاههای نظامی ترکیه می گرداند.

هیچ نظری موجود نیست: